العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

190

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

چهار باد و روزنه‌ها در آن سازد به نام نافقاء و فاصعاء و راهطاء و چون از يكى روزنه‌ها دنبال شود نفاق كند و از نافقاء بدر رود و اگر از آن دنبال شود از قاصعاء گريزد . و برون لانه‌اش خاك است و درونش گودال و منافق همچنين است برونش ايمانست و درونش كفر و از اين رو منافق نام گرفته قزوينى گفته : نوعى موش است و از جانورانيست كه سرورى مطاع دارند و فرمانش برند و چون با آنها است در جاى بلند يا بر سر سنگى ايستد و از هر سو راه را پايد و اگر چيز ترسناكى ديد دندانها به هم زند و سوت كشد و چون آن را شنوند بلانه خود برگردند و اگر غفلت كند تا يكى از آنها شكار شود گرد آيند و او را بكشند و ديگرى را بجاى او گزينند ، و چون بدنبال روزى درآيند رئيس نخست برآيد و ديده‌بانى كند و اگر چيز ترسناكى نبيند با آواز سوتش به آنها گزارش دهد تا همه بدر آيند ( 2 : 259 حياة الحيوان ) و زمخشرى از سفيان بن عيينه آورده كه در جانداران نباشد چيزى كه خوراك انبار كند جز آدمى ، مورچه ، موش و عقعق . عقعق پرنده‌ايست به اندازه كبوتر و به شكل كلاغ و بالهاش از بالهاى كبوتر بزرگترند و دو رنگ دارد : سفيد و سياه دم دراز كه او را قعقع نيز گويند ، او زير سقف آشيانه نكند و در سايه آن نماند ، بلكه آشيانه بر جاهاى بلند سازد و خوى زنا و خيانت دارد ، و بدزدى و پليدى وصف شود ، و عرب در همه اينها بدان مثل زنند . و بخارى و مسلم از ابى هريره آوردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : امتى از بنى اسرائيل نابود شدند كه دانسته نشد چه شدند و جز موش آنها را نبيند و نشناسد و نبينى كه شيرهاى شتر را براى او نهند و ننوشد و شير گوسفند را بنوشد . نووى و جز او گفتند : يعنى گوشت و شير شتر بر بنى اسرائيل حرام است نه گوشت و شير گوسفند و اينكه موش از گوشت شتر و شيرش نميخورد دليل است كه از بنى اسرائيل مسخ شده . و اما موش بيش بكسره باء كه بيش بمعنى زهر است جانوركى است چون